امروز یکی از روزهای قشنگ خداست که اولا یک روز برفیه و دوم هم اینکه من در این پنجشنبه خدا بعد از مدتها توی خونه تنهام، همسر جان که به سفر رفته و بچه ها برای اولین بار سه تایی به حجره رفتن، حالا من هستم و یه خونه در هم و برهم با یه ریه داغون که مثل اگزوز کامیون صدا میده و بچه گربه های توش دائم میو میو میکنن با اینهمه امروز روز منه، میخوام توش هزارتا کار انجام بدم حتی اگر مجبور باشم بعد از هر سرفه بشینم و خستگی در کنم و باز بلند بشم با این حال میخوام یه زندگی ترو تمیز به خودمو و حال خوبم هدیه بدم.و این حقمه
برچسب:
نویسنده: رویا یوسفی
تاريخ: يکشنبه
7 اسفند
1401 ساعت: 16:44